محمد ماهانمحمد ماهان، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 18 روز سن داره

محمد ماهان صفایی نراقی

اولین شب احیا

پسر گلم شب 21 ماه رمضون بود که من و تو با مامان جون و خاله راحله و خاله نسرین و خاله منا رفتیم مسجد.... تو پسر خوبی بودی و اصلا گریه نکردی... خلاصه دو تایی واسه امام علی عزاداری کردیم... بابا هم با عمو مهدی رفته بودند مسجد امیر المومنین... ما هم با مامانجون اومدیم خونه...
28 تير 1393

واکسن دو ماهگی

7 تیر با بابا محمد رضا رفتیم درمانگاه و واکسناتو زدیم... خیلی گریه کردی...تا آقای دکتر بهت آمپول میزد تعجب میکردی و بعدش میزدی زیر گریه... اون روز تا شب گریه کردی... بعد از نماز رفتیم خونه خاله راحله که از مشهد اومده بود... اونجا کلی سوغاتی خوردی... بعد اومدیم خونه و برای بابایی سحری درست کردیم تا فردا روزه بگیره....
12 تير 1393

روز جشن نوزادی

روز 7 خرداد بود که بابا برات یک جشن مفصل توی تالار سیاح گرفت... ما هم عکست رو چاپ کردیم و به همه مهمونا دادیم... بابا برات یک شعر خوشگل گفت که روی عکسا چاپ کردیم: ماهان گل گلخونه ماهان یکی یه دونه ماهان میگه مردونه متشکر و ممنونه همه فامیل آمده بودند.. شما هم 6 میلیون کادو داشتی... ...
12 تير 1393

اولین سفر

جمعه 9 خرداد بود که شب با بابا و عمه لیلا و عمو عباس و مادر شوهر عمه لیلا رفتیم قمصر تازه آقای خباخلو  و خانمش هم بودند... پسرم یک ماه و دو روزت بود... خیلی سردت بود... با این حال یک خواب عمیق کردی..
12 تير 1393